یک باور

چرا با اسم یک باور فعالیت میکنم ؟

من اول فعالیت یک باور رو در اینستاگرام شروع کردم و به موفقیت خوبی هم رسیدم ولی در اینستاگرام به اندازه ی اینجا جدی نیستم و مدتی هست که فعالیت ام رو کمتر کردم . چرا ؟ چون جنس مخاطب اونجا خیلی باب میل من نیست و از آنجا که برای دل خودم کار میکنم جایی که بهم حال خوب بده بیشتر کار میکنم

از طرف دیگر فعالیت در شبکه های اجتماعی درگیری ذهنی می آورد چه بخواهید چه نخواهید و از آنجا که جدیدا به تمرکز بیشتری نیاز دارم و نمیخوام قسمتی از ذهنم صرف فکر کردن به آنطرف شود , کمتر میروم

وقتی اسم یک باور را انتخاب کردم خواستم همیشه بدانم اگر به هر جا رسیدم همه چیز از یک باور و یک فکر شروع شد

از طرف دیگر وقتی باور من و شما با هم یکی شود یک باور مشترک میشود و آنوقت میتوان کارهای خارق العاده ای کرد

ما وقتی به چیزی فکر میکنیم هنوز اون فکر ارزش زیادی ندارد ولی وقتی تبدیل به یک باور شود برای اجرا و رسیدن به آن برنامه ریزی میکنیم و آن زمان است که ارزش زیادی دارد

اون باوری که من همیشه بهش فکر میکنم بهتر کردن زندگی خودم و دیگران است و شعار هم نمیدهم اول مردم . نه . من وقتی میتوانم زندگی دیگران رو بهتر کنم که اول توانسته باشم زندگی خودم را بهتر کنم همچون کسی که میخواهد نجات غریق شود و دیگران را نجات دهد اول چاره ای ندارد که شنا را حرفه ای یاد بگیرد و خودش رانجات دهد تا بتواند دیگران را نجات دهد

چیزهایی که در اینجا و جاهای مختلف مینویسم را اول سعی میکنم خودم زندگی کنم اگر برای من مفید بود آن را منتشر میکنم و به اشتراک میگذارم

ولی بعضی از مواقع میخواهم همزمان با دوستانم روشی را امتحان کنم در این صورت بلافاصله پس از یادگیری آن را به اشتراک میگذارم

این داستان یک باور بود که در آینده کامل ترش خواهم کرد

پی نوشت : در آینده داستان نویسنده شدن خودم را میخواهم تعریف کنم اتفاقی که در دبستان باعث شد این محسن شکل بگیرد