من بلند مدت مینویسم

جدیدا هر مطلبی که میخواهم بنویسم و منتشر کنم یک ماه بهش زمان میدهم .

مثلا مطلبی امروز به ذهنم میاد . امروز پانزده تیر است تاریخ میزنم برای پانزده مرداد .

به چند ویژگی این روش اشاره می کنم :

اینجوری اولا یک حس لذت عمیق از آرشیو داشتن رو دارم که وصف ناپذیره باید امتحان کنید تا متوجه آن بشوید

دوما در طی یک ماه مطلب عمق بیشتری میگیرد و ممکنه چیزهایی به آن در طول یک ماه اضافه کنم

سوما شانس حذف مطالبی که اول مفید به نظر میرسید ولی بعدا متوجه میشوم که غیر مفید است رو دارم . و احتمال اینکه مطالب ام سبز باشد ( بدون تاریخ انقضا و مفید بودن برای همه زمان ها ) است

چهارما وقتی یک ماه مطلبی مدام گوشه ذهنم بوده است و با آن زندگی کردم عملگرایی به شدت افزایش پیدا میکند

البته آرشیو ام هنوز به طور کامل پر نشده و در حال تکمیلش هستم و به زودی تکمیل میشود

این روش احتمالا روش غالب من خواهد بود ولی گاهی باید تمام احساس و حرفت رو همان روز بگی که این استثنا خواهد بود .

فکر میکنم اگر بلند نویسی کنیم خواننده بفهمد ما برای نوشتن همچین مطلبی این همه مدت فکر و زحمت کشیده ایم با دقت تر هم خواهد خواند و برای خودمون هم با ارزش تر به نظر میاد چون برای هر چیزی که زحمت زیادی بکشیم اون چیز برای ما خاص تر میشود .

اگر میخواهی نویسنده نشوی

سعی کن برای دیگران بنویسی و مدام فکر کن چه چیزی بنویسم که به درد همه بخورد اگر حرف کمی دارم که کلا لازم نیست بنویسم و… حالا که چند روز حرف به درد بخوری نداشتم و وبلاگ به روز نشده چه بهتر که کلا زود به زود به روز نکنم همین طور این داستان ادامه پیدا میکند و بیخیال نوشتن میشویم .

شاید خیلی از وبلاگ نویسانی که دیگر هیچ وقت وبلاگشان به روز نمیشود همین راه را رفته اند اگر میخوای نویسنده بمانی بنویس .

لازم نیست همه ی حرف هایمان به درد کسی بخورد ما وقتی فیلم هم میبینیم قسمتی از فیلم برایمان جالب نیست ولی برای قسمت های جالب آن منتظر میمانیم .

پس اگر مخاطب تو رو بشناسد و دوست داشته باشد منتظر میماند اگر دوست ندارد و نمیشناسد همون بهتر که خیلی زود تو را ترک کند .

هر وقت کم نوشتم باید اینجا سر بزنم و این نوشته ام رو مرور کنم .

اُملتی با کلمات !

قبلا در مطلب حساسیت به کلمات گفتم که رو کلمات حساس هستم . منظورم فقط به نوع نوشتن وصحبت کردن نبود.

الان نزدیک عید هستیم . به زودی شاهد حجم عظیمی از پیام های تبریکِ از روی هم کپی شده هستیم . مثلا کسی که پیام بیست خطی رو برام کپی میکنه احتمالا به یک جواب مرسی بسنده خواهم کرد .

ولی کسی که خودش وقت میذاره و مینویسد شایسته ی چند برابر وقت گذاشتن و چندین خط نوشتن است . این مثال در روابط دوستانه بیشتر کاربرد دارد .

مثال دیگر اشتباه گفتن نام مشتری در کسب و کار است که به فاجعه فروش ختم خواهد شد . حس بدی که به این راحتی ها از یاد مشتری نخواهد رفت .

مثال دیگر کسانی هستند که در شبکه های اجتماعی مطلب تو را نخوانده مینویسند عالی بود به پیج منم سر بزن .

حساسیت به کلمات یعنی بفهمیم دقیقا چه پیامی داریم و به چه شکلی اون رو ارائه میدیم .

ما نمیتونیم حس خودمون رو کاملا پنهان کنیم . اگر میخوایم نتیجه بهتری بگیریم باید بیشتر وقت بذاریم . وقت برای درست کردن مفهوم پیام و مدل ارائه کردن آن .

فرض کنید من در عنوان مطلب مینوشتم هصاصیط به کلماط , چقدر اذیت کننده و مشخص و جیغ بود ؟ اون مفهومی که در نوشته هست و مدلی که برای بیانش انتخاب میکنم به همین اندازه حساسیت بر انگیز است نه فقط املای کلمات .