اگر میخواهی نویسنده نشوی

سعی کن برای دیگران بنویسی و مدام فکر کن چه چیزی بنویسم که به درد همه بخورد اگر حرف کمی دارم که کلا لازم نیست بنویسم و… حالا که چند روز حرف به درد بخوری نداشتم و وبلاگ به روز نشده چه بهتر که کلا زود به زود به روز نکنم همین طور این داستان ادامه پیدا میکند و بیخیال نوشتن میشویم .

شاید خیلی از وبلاگ نویسانی که دیگر هیچ وقت وبلاگشان به روز نمیشود همین راه را رفته اند اگر میخوای نویسنده بمانی بنویس .

لازم نیست همه ی حرف هایمان به درد کسی بخورد ما وقتی فیلم هم میبینیم قسمتی از فیلم برایمان جالب نیست ولی برای قسمت های جالب آن منتظر میمانیم .

پس اگر مخاطب تو رو بشناسد و دوست داشته باشد منتظر میماند اگر دوست ندارد و نمیشناسد همون بهتر که خیلی زود تو را ترک کند .

هر وقت کم نوشتم باید اینجا سر بزنم و این نوشته ام رو مرور کنم .

اُملتی با کلمات !

قبلا در مطلب حساسیت به کلمات گفتم که رو کلمات حساس هستم . منظورم فقط به نوع نوشتن وصحبت کردن نبود.

الان نزدیک عید هستیم . به زودی شاهد حجم عظیمی از پیام های تبریکِ از روی هم کپی شده هستیم . مثلا کسی که پیام بیست خطی رو برام کپی میکنه احتمالا به یک جواب مرسی بسنده خواهم کرد .

ولی کسی که خودش وقت میذاره و مینویسد شایسته ی چند برابر وقت گذاشتن و چندین خط نوشتن است . این مثال در روابط دوستانه بیشتر کاربرد دارد .

مثال دیگر اشتباه گفتن نام مشتری در کسب و کار است که به فاجعه فروش ختم خواهد شد . حس بدی که به این راحتی ها از یاد مشتری نخواهد رفت .

مثال دیگر کسانی هستند که در شبکه های اجتماعی مطلب تو را نخوانده مینویسند عالی بود به پیج منم سر بزن .

حساسیت به کلمات یعنی بفهمیم دقیقا چه پیامی داریم و به چه شکلی اون رو ارائه میدیم .

ما نمیتونیم حس خودمون رو کاملا پنهان کنیم . اگر میخوایم نتیجه بهتری بگیریم باید بیشتر وقت بذاریم . وقت برای درست کردن مفهوم پیام و مدل ارائه کردن آن .

فرض کنید من در عنوان مطلب مینوشتم هصاصیط به کلماط , چقدر اذیت کننده و مشخص و جیغ بود ؟ اون مفهومی که در نوشته هست و مدلی که برای بیانش انتخاب میکنم به همین اندازه حساسیت بر انگیز است نه فقط املای کلمات .