ایده های در حال سوختن

فکر و ایده و عملی که میخواهی انجام دهی یا قبلا به آن فکر شده یا انجام شده یا الان در حال انجامش هستند یا به زودی انجامش خواهند داد .

برای همین پس زمان مهم است . ایده ای که داری رو صبر نکن تا کامل یا زیبا شود تا تیم پیدا کنی تا سرمایه به دست بیاری و… هر چه سریع تر برو تو مرحله ی اجرا .

حتی زود هم اجرا کنی احتمالا رقیب هایی خواهی داشت

ولی هر چی دیرتر شروع کنی رقیب هایت پیشرفته تر و قوی تر میشوند و شاید دیگر اصلا حوصله ی فکر کردن به آن هم نداشته باشی .

ایده ی قشنگت که قرار است در مرحله ی اجرا و اولیه زشت و بد ریخت باشد رو اجرا کن .

حسرت بدی است پشت ایده های اجرا نشده . برای فرار از این حسرت هر کاری که میتوانی انجام بده .

موقع خوندن این مطلب چه ایده ای برایت یادآوری شد ؟ خب پس زمان اجرایش فرا رسید . شروع کن

از کجا بفهمیم یک ایده خوب هست یا نه ؟

شاید خیلی راه باشد برای فهمیدنش ولی میخوام تو این مطلب فقط یک مورد رو بگم که یکی از مهم ترین راه هایش است .

هر وقت ایده ای به ذهنت رسید سعی کن بیخیال اون بشی

میدونم شاید توصیه ای احمقانه ای به نظر بیاید .

بگذار مدتی بگذرد و برای اجرا کردنش دست نگه دار . اگر فردا یادت رفت پس معلوم میشه ایده ی خوبی برای تو نبوده است همون بهتر که یادت رفت .

اگر هر روز برای فکر نکردن و اجرا نکردنش عذاب میکشی
و مدام به ذهنت می آید و راحتت نمیگذارد
اگر نمیگذارد به راحتی به ایده های دیگر فکر کنی
اگر هر روز و هر ساعت چون بهش بی توجهی میکنی , داره خفه ات میکند

پس اون ایده , ایده ی خوبی است ( برای تو ) .

اگر فردا ایده ی دیگری دلت را برد و اون ایده کمرنگ شد نشونه ی خوبی نیست .

ما چاره ای جز انتخاب نداریم و باید تعداد محدودی ایده را در یک بازه ی زمانی اجرا کنیم .

نمیشود صد ایده داشت و عاشق چهل ایده بود و بیست ایده را همزمان اجرا کرد .

حتی در خیلی از فیلم های تخیلی هم هدف ها محدود است و یک قهرمان ده تا هدف مختلف ندارد .

راستی یادمون باشد هر ایده در مرحله تصور خیلی زیبا و چشم نواز است ولی در مراحل اولیه اجرا بسیار زشت است
برای زیبا شدن اون ایده باید عاشق قسمت های زشت اون هم باشیم .