اصلا چرا صبح زود بیدار بشیم ؟

میخوام از تجربه های خودم بگم نه از مزایای صبح بیدار شدن که تحقیقات و کتاب ها و… گفتن یا دیدیم

یکی از ویژگی هایی که صبح زود بیدار شدن دارد اینه که زور دارد مثلا 5 صبح بیدار شی و این سختی رو قبول کنی و وقتی پاشدی وقت تلف کنی یا کار خاصی نکنی . مدام به خودمون میگیم باید کاری کرد این موقع بیدار شدن الکی نیست .

در کنار درد از خواب بیدار شدن یک ترس عمیق هم وجود دارد . که با این همه وقت چیکار کنم ؟ برای همین خیلی ها از پس درد بیدار شدن بر می آیند ولی جلوی ترس ِ این همه وقت تسلیم میشوند و دوباره میخوابند .

حالا منظور من از صبح زود بیدار شدن این نیست که خوابمون رو کم کنیم . من خودم هر وقت خوابم کم هست یا خوب نیست فردای آن به شدت مریض هستم و بازدهی و حوصله ام خیلی کم است .

برای صبح بیدار شدن باید قبلش خوب خوابیده باشیم .

شاید بعضی ها بگویند که من شب زود خوابم نمیاد که زود بخوابم . برای این دو راه وجود دارد :

راه اول باید روز به شدت پر تلاش و نا آرام باشیم که شب جای اینکه ما بریم سراغ خواب , خواب بیاد سراغ ما .

راه دوم خواب دو قسمتی است . قبول دارم بعضی روز ها هر کاری هم کنیم شب زود خوابمون نمیاد . اینجور مواقع کمی دیرتر میخوابیم و قسمت اول خواب رو شب انجام میدیم . باز هم صبح زود بیدار بشویم و برویم سراغ کارها و فعالیت ها و نزدیک ظهر یا بعد از ظهر حتما یک فرصت برای خوابیدن بسازیم حتی شده نیم ساعت یا یک ساعت تا خواب کم خودمون رو جبران کنیم .

فقط دقت کنیم که خیلی هم خواب ظهر طولانی نشود که دوباره شب به مشکل بخوریم برای خوابیدن .

شاید در آینده باز هم در مورد خواب بنویسم …