گزارش مطالب اخیر

این چند وقته دو مطلب در مورد فیلم ها و سبک فیلم دیدن خودم نوشتم با عنوان های

سی دی که باز نشده رفت به سطل آشغال

سبک فیلم دیدن من

از قدرت زمان های کوچک نوشتم

که اگر به زمان های کوچک بی اهمیت باشیم زمان های بزرگ هم به ما بی اهمیت خواهد شد عنوان این مطلب

استفاده از زمان های کوچک بود

از تفاوت درد کم با زیاد گفتم که خیلی وقت ها درد زیاد بیشتر کمک کننده است

درد زیاد خوب است یا درد کم ؟

از تجربه ی صبح زود بلند شدن خودم گفتم

اصلا چرا صبح زود بیدار بشیم ؟

مطلب دیگر این بود :

بی حسی نسبت به مشکلات اعتیاد آور است

و اما جدیدترین مطلب در مورد میزان مطالعه و اینکه چند صفحه باشد گفتم :

روزی صد صفحه کتاب بخوانم یا یک صفحه ؟

گزارش مطالب اخیر

از پیدا کردن وبلاگ دوستانم گفتم و اینکه با دیدن وبلاگشان چقدر خوشحال میشوم

هر چند وقت یکبار از مهم نبودن حرف دیگران صحبت میکنم که ایندفعه با عنوان هر وقت فکر و حرف مردم برایت مهم نبود پس زنده هستی ! نوشتم

از کتاب تئوری انتخاب نوشتم

از مل رابینز و صحبت هایش نوشتم که چه تاکیدی روی عملگرایی دارد

از ایده ها دو مطلب نوشتم :

از کجا بفهمیم یک ایده خوب هست یا نه ؟

ایده های در حال سوختن

از نیمه رها کردن کارها هم نوشتم : کار نصف و نیمه محکوم است به انجام نشدن

گزارش چند روز اخیر و صحبت های پیرامون آن

یخ سال جدید به نظرم هنوز انگار روی سایت ها و وبلاگ ها آب نشده است . گفتم یک جمع بندی از مطالب جدید چند روز اخیر داشته باشم . از فردا شروع به انتشار نوشته ی تازه کنم .

گویا نوشته آخرم که در مورد تندخوانی و الکی کتابخوانی بود بیشترین استقبال رو در چند روز اخیر داشته که یکی از نوشته های مورد علاقه ی من هم هست علاوه بر اون مطلب معمولی بودن به سرعت تو را به دریای اکثریت پرت خواهد کرد هم به نظرم میتونه مفید باشد .

امیدوارم نگید چرا به مطالب خودش احساس علاقه میکنه چون من اولین مخاطب مطالب ام هستم و خیلی از ضمیر های تو که در نوشته هایم استفاده میکنم خودم هستم . وقتی برای خودم مینویسم احساس میکنم برای کسی دیگر دارم مینویسم و خیلی هم برایم مهم است . وقتی مطلب رو میخوام بخونم به این فکر میکنم که فرد مهمی برایم نوشته است و با دقت دوباره شروع میکنم به خوندن

و نکته ی جالبش اینه خیلی وقتا چیز جدیدی یاد میگیرم یا ایده ای تازه به سراغم میاد و…

مطلب دیگری که نوشتم در مورد اندازه گیری سرعت پیشرفت بود و ارتباط با افراد موفق .

سری مقالات عادت سازی و تازه نگه داشتن عادت رو هم ادامه دادم و توضیح دادم چگونه از رنج ابتدایی ساختن عادت کم کنیم .

از فرمول بدبختی که برای دیگران زندگی کردن است گفتم . یکی از دلایلی که برای خودم مطلب مینویسم رو میتونید تو این مطلب بخونید .

و در اخر از تفاوت مکث کردن با متوقف شدن نوشتم که چگونه با مکث کردن میشود دوباره انرژی گرفت ولی با متوقف شدن همون انرژی قبلی هم از دست میدی .

گزارشی از مطالب چند روز اخیر

شاید اگر از مفید بودن تجربیات و مطالبی که این چند روز نوشته شده برای خودم بخواهم بگم , کمی ناخوشایند باشد ولی دوست دارم بگم که بعضی از این تجربیات رو به سختی به دست اوردم لطفا حق بدین ازش کمی تعریف کنم .

مطلب کار غلط رو یا قطعش کن یا زیاد انجام بده . تکنیکی است که بعضی مواقع برای ترک یک عادت و کار مضر انجام میدم . نمیگم همیشه ولی در اکثر مواقع جواب دهنده و نجات دهنده بوده است .

از کتاب پیتر دراکر هم صحبت شد که روزی یک صفحه میخونم . البته از این روش خوشم اومده و شاید برای بعضی از کتاب های خاص استفاده کنم .

از جمله ای که زیاد میشنوم و دوستش ندارم هم صحبت کردم جمله ی آخرش که چی ؟

دیگر اگر بحث یا حرفی بشود احتمالا ارجاع بدم به همین مطلب .

مطلبی دیگر به حساسیت کلمات اضافه کردم به نام اُملتی با کلمات . یکی از بحث های مورد علاقه ام . و گفتم که چرا حساسیت به مفهوم به اندازه حساسیت به املا و بیان مهم است .

از انجام شدن کاذب کارها گفتم . افت پنهانی که میتواند بسیار اسیب زننده باشد بدون این که متوجه شویم .

مطلبی هم از سری عادت ها شروع کردم که از اهمیت ساخت عادت و مهم تر از آن تازه سازی عادت گفتم .

گزارشی از یک هفته اخیر

هر هفته یک گزارش رو با شما به اشتراک میذارم که بیشتر بهانه ای است برای صحبت و همنشینی و گپ زدن .

خب این هفته مطلبی که در مورد جف بزوس نوشتم , گویا پر مخاطب ترین مطلب وبلاگم شده است , مطلبی که خودم هم خیلی دوستش دارم و در همین مطلب هم دارم از اون روش استفاده میکنم و برایم خیلی جذاب است .

روش جف بزوس برای بهتر بودن

از سوالی که هر شب از خودم میکنم هم نوشتم : امروز اندازه ی چند روز کار کردی ؟

سری مقالات چرا هر روز انجام نمیدیم رو ادامه دادم و اگر به تاریخ مطالب وبلاگ دقت کنید متوجه میشین که در تلاشم خودم هم اجرا کنم و حتما در مورد چرا هر روز انجام نمیدیم صحبت خواهم کرد .

از حالت اضطرار هم گفتم که البته اگر انجام کار برای شما از اهمیت بیشتری نسبت به ارامشتون برخوردار است بخونید وگرنه خواندنش مفید نیست و نخونید .