گزارش مطالب اخیر

از پیدا کردن وبلاگ دوستانم گفتم و اینکه با دیدن وبلاگشان چقدر خوشحال میشوم

هر چند وقت یکبار از مهم نبودن حرف دیگران صحبت میکنم که ایندفعه با عنوان هر وقت فکر و حرف مردم برایت مهم نبود پس زنده هستی ! نوشتم

از کتاب تئوری انتخاب نوشتم

از مل رابینز و صحبت هایش نوشتم که چه تاکیدی روی عملگرایی دارد

از ایده ها دو مطلب نوشتم :

از کجا بفهمیم یک ایده خوب هست یا نه ؟

ایده های در حال سوختن

از نیمه رها کردن کارها هم نوشتم : کار نصف و نیمه محکوم است به انجام نشدن

گزارش چند روز اخیر و صحبت های پیرامون آن

یخ سال جدید به نظرم هنوز انگار روی سایت ها و وبلاگ ها آب نشده است . گفتم یک جمع بندی از مطالب جدید چند روز اخیر داشته باشم . از فردا شروع به انتشار نوشته ی تازه کنم .

گویا نوشته آخرم که در مورد تندخوانی و الکی کتابخوانی بود بیشترین استقبال رو در چند روز اخیر داشته که یکی از نوشته های مورد علاقه ی من هم هست علاوه بر اون مطلب معمولی بودن به سرعت تو را به دریای اکثریت پرت خواهد کرد هم به نظرم میتونه مفید باشد .

امیدوارم نگید چرا به مطالب خودش احساس علاقه میکنه چون من اولین مخاطب مطالب ام هستم و خیلی از ضمیر های تو که در نوشته هایم استفاده میکنم خودم هستم . وقتی برای خودم مینویسم احساس میکنم برای کسی دیگر دارم مینویسم و خیلی هم برایم مهم است . وقتی مطلب رو میخوام بخونم به این فکر میکنم که فرد مهمی برایم نوشته است و با دقت دوباره شروع میکنم به خوندن

و نکته ی جالبش اینه خیلی وقتا چیز جدیدی یاد میگیرم یا ایده ای تازه به سراغم میاد و…

مطلب دیگری که نوشتم در مورد اندازه گیری سرعت پیشرفت بود و ارتباط با افراد موفق .

سری مقالات عادت سازی و تازه نگه داشتن عادت رو هم ادامه دادم و توضیح دادم چگونه از رنج ابتدایی ساختن عادت کم کنیم .

از فرمول بدبختی که برای دیگران زندگی کردن است گفتم . یکی از دلایلی که برای خودم مطلب مینویسم رو میتونید تو این مطلب بخونید .

و در اخر از تفاوت مکث کردن با متوقف شدن نوشتم که چگونه با مکث کردن میشود دوباره انرژی گرفت ولی با متوقف شدن همون انرژی قبلی هم از دست میدی .

گزارشی از مطالب چند روز اخیر

شاید اگر از مفید بودن تجربیات و مطالبی که این چند روز نوشته شده برای خودم بخواهم بگم , کمی ناخوشایند باشد ولی دوست دارم بگم که بعضی از این تجربیات رو به سختی به دست اوردم لطفا حق بدین ازش کمی تعریف کنم .

مطلب کار غلط رو یا قطعش کن یا زیاد انجام بده . تکنیکی است که بعضی مواقع برای ترک یک عادت و کار مضر انجام میدم . نمیگم همیشه ولی در اکثر مواقع جواب دهنده و نجات دهنده بوده است .

از کتاب پیتر دراکر هم صحبت شد که روزی یک صفحه میخونم . البته از این روش خوشم اومده و شاید برای بعضی از کتاب های خاص استفاده کنم .

از جمله ای که زیاد میشنوم و دوستش ندارم هم صحبت کردم جمله ی آخرش که چی ؟

دیگر اگر بحث یا حرفی بشود احتمالا ارجاع بدم به همین مطلب .

مطلبی دیگر به حساسیت کلمات اضافه کردم به نام اُملتی با کلمات . یکی از بحث های مورد علاقه ام . و گفتم که چرا حساسیت به مفهوم به اندازه حساسیت به املا و بیان مهم است .

از انجام شدن کاذب کارها گفتم . افت پنهانی که میتواند بسیار اسیب زننده باشد بدون این که متوجه شویم .

مطلبی هم از سری عادت ها شروع کردم که از اهمیت ساخت عادت و مهم تر از آن تازه سازی عادت گفتم .

گزارشی از یک هفته اخیر

هر هفته یک گزارش رو با شما به اشتراک میذارم که بیشتر بهانه ای است برای صحبت و همنشینی و گپ زدن .

خب این هفته مطلبی که در مورد جف بزوس نوشتم , گویا پر مخاطب ترین مطلب وبلاگم شده است , مطلبی که خودم هم خیلی دوستش دارم و در همین مطلب هم دارم از اون روش استفاده میکنم و برایم خیلی جذاب است .

روش جف بزوس برای بهتر بودن

از سوالی که هر شب از خودم میکنم هم نوشتم : امروز اندازه ی چند روز کار کردی ؟

سری مقالات چرا هر روز انجام نمیدیم رو ادامه دادم و اگر به تاریخ مطالب وبلاگ دقت کنید متوجه میشین که در تلاشم خودم هم اجرا کنم و حتما در مورد چرا هر روز انجام نمیدیم صحبت خواهم کرد .

از حالت اضطرار هم گفتم که البته اگر انجام کار برای شما از اهمیت بیشتری نسبت به ارامشتون برخوردار است بخونید وگرنه خواندنش مفید نیست و نخونید .