تا به آسونش عادت نکردی سختش نکن

خیلی خوبه پنجاه صفحه نوشتن , خیلی خوبه پنج صبح زود بیدار شدن , خیلی عالیه صد صفحه کتاب خواندن , همه ی این ها خوبه ولی به موقع

کسی که نمیتواند ده دقیقه یک جا بنشیند اصلا نباید کتاب بخواند

اول باید تمرین کند ده دقیقه در یک جا آرام بگیرد بعد روزی ده دقیقه کتاب بخواند بعد که عادت کرد تعداد صفحات را کمی بالاتر ببرد
میگن میخوام از روز اول بهترینم باشم میگویم از روز اول بدترین راه رو استارت زدی چگونه میخواهی بهترین بشی

قرار نیست یک سال ده دقیقه بخوانیم تا عادت کنیم که انقدر ناراحتی !

زمان عادت سازی مخصوص به خودت رو پیدا کن رو همان زمان عادت سازی کن


اصلا بیست و یک روز و… که میگن رو قبول ندارم شاید شخصی یک هفته ای عادت کند شاید کسی شصت روزه !

و کسی هم که دیرتر عادت میکند لزوما بازنده نیست پس عجله نکن اگه نگرانی پس محتاج نظر دیگرانی

شاید بگویید که قبلا این را گفتی من میگویم که احساس میکنم هنوز دیگران و خودم به این مطلب عادت نکرده ایم

من مطالب ام رو باید زندگی کنم و سعی میکنم زندگی کنم پس از من نخواهید که به خاطر نظر مردم جور دیگری زندگی کنم

چگونه فعالیت هایمان رو شوق انگیز کنیم ؟ قسمت اول

اول بگم این ها صرفا چند راه حل مفید برای من بوده ممکنه برای شما مفید نباشد . راه حل زیاد هست ولی باید بگردیم ببینیم راه حل های مناسب برای ما چیست ؟

یکی از مهمترین عوامل بی انگیزگی و شوق نداشتن این است که کار سایز ما نیست .

چطور ؟ مثلا میشنویم فلان آدم موفق روزی صد صفجه کتاب میخواند یا فلان آدم موفق دیگر روزی چند کیلومتر میدود تصمیم میگیریم ما هم شروع کنیم .

فعلا کاری به مناسب بودن خود کار ندارم , این مطلب فرض رو بر این گذاشتم که خودِ , کار مناسب ما است ولی حجم و اندازه ی آن برای ما مناسب نیست .

فعلا در حدی که هر روز برایت فعالیتی شوق انگیز باشد انجام بده ولی اون رو ثابت نگه دار .

ثابت نگه داشتن حجم مورد علاقه نکته ی کلیدی است . نه حجم رو کم کن که برایت ساده و بدیهی شود و نه انقدر سخت که هر روز با فکر کردن بهش بگی ای بابا دوباره داره زمان انجام دادن این کار میرسد .

پس نکته ی اول شد پیدا کردن سایز مناسب و ثابت خودمون .

مزیت ثابت نگه داشتن اینه که هم منظم و متعهد میشیم هر روز برای انجامش
و مزیت دیگر زمان افزایش حجم کار رو میتوانیم ارزیابی کنیم . زمانی که دیگر کار برایمان ساده شده یعنی مهارتمون بالاتر رفته و باید حجم بالاتری رو استفاده کنیم .

علت بعدی که کار برایمان شوق انگیز نیست, برنامه نداشتن است

وقتی من نمیدونم صد روز بعد در چه جایگاهی در این کار هستم یک سال دیگر کجا هستم و…

چجوری توقع دارم که هر روز با شوق انجام بدم ؟

اگر این مطلب رو نخواندید شاید بد نباشد که بخوانید : اگر صد بار انجام بدم چی میشه ؟


برنامه باید هم ارزیابی گذشته وهم پلن اجرا برای حال هم چشم انداز و اهداف آینده درآن باشد

برنامه انقدر باید شفاف نوشته شود و بهش فکر شود که بعد از مدتی بدون دیدن کاغذ برنامه ریزی بدونیم برنامه چیست.

فعلا این دو راه حل رو انجام بدیم و سایز مطلب رو خیلی زیاد نکنم که شوق انجام دادنش از بین نرود

عادت ها نباید به شکل عادت انجام شود

وقتی چیزی برایت مهم است باید دو کار برایش انجام بدهی :

اول باید اون رو به عادت تبدیل کنی

دوم نباید اون رو فقط به شکل یک عادت انجام بدهی .

شاید به ظاهر متضاد هم به نظر بیاید ولی توضیح خواهم داد .

بذارید با یک سوال شروع کنم , شما وقتی از یک آهنگ خوشتون می آید اون رو چند بار گوش میکنید ؟

بیشترین جوابی که شنیدم این بوده انقدر گوش میکنم که حالم دیگه از اون بهم بخوره یا دیگه برایم بدون جذابیت شود .

من هم بعضی وقت ها همین کار رو میکنم . اما بعضی از آهنگ ها رو جوری سال ها ازش مواظبت کردم که وقتی میشنوم انگار روز اولی است که اون گرفتم و با لذت عمیق گوش میدم .

چگونه ؟ با حساس نگه داشتن خودم با راه های مختلف .چون میخوام از موضوع منحرف نشم یک توضیح کوتاه میدم . من یک اهنگ دارم فقط زمانی که به انرژی بسیار زیاد نیاز دارم اون رو پخش میکنم . احتمال کمی داره زمان های دیگه اون رو پخش کنم با اینکه شدیدا آن را دوست دارم . از اون اهنگ با کسی زیاد صحبت نمیکنم , اسمش را جایی نخواهم گفت . در زمان پخشش به چیزهایی که دوست ندارم فکر نمیکنم و…

تازه نگه داشتن یک عادت به اندازه ی ساخت خود عادت مهم است . اما اکثرا فقط به ساخت عادت توجه میکنند و بعد از مدتی عادتی را میبینی که بسیار خسته کننده و غیر اثربخش و کم کیفیت و بدون اشتیاق انجام میشود .

برای کارهای مهم هم باید همین کار را کرد باید با دقت از آن مواظبت کرد .

مثلا من میخوام عادت هر روز نوشتن رو داشته باشم و از طرفی نمیخوام فقط بنویسم که نوشته باشم , میخوام هر روز نوشتن برای من طعمی تازه داشته باشد باید به راه های مختلف اون رو تازه نگه دارم .

من از روش های خودم خواهم نوشت ولی باید به این نکته توجه کرد که روش های تازه نگه داشتن هر عادت کاملا بستگی به فرد دارد و هر فرد روش جداگانه ای دارد که جز با تلاش بسیار نمیتوان آن را یافت .

به قبرستان وبلاگ ها سر بزنید . در آن نویسندگانی را خواهید دید که یا عادت نکردن بنویسند یا تعداد کمی را پیدا خواهید کرد که عادت رو توانستند شکل بدهند ولی از پس تازه نگه داشتن عادت بر نیامدند و فرار کردند .

چرا هر روز انجام نمیدیم ؟ دلیل دوم , پیدا نکردن زمان مناسب

نمیدونم خبر دارید یا نه , سری مطالب چرا هر روز انجام نمیدیم رو شروع کردم که این قسمت دوم اون هست . اگر قسمت اول رو نخوندید اگر فرصتی داشتید به اون اول سر بزنید .

قسمت اول ترس از مردم

انجام دادن یک کار درست در زمان غلط میتونه غلط باشد . تا حالا با همچین مثال هایی رو به رو شدین ؟ من نمیتونم کتاب بخونم – بعضی وقت ها موقع انجام کارم حوصله دارم بعضی وقت ها ندارم – روزهای تعطیل بهتر فکر میکنم – یادگیری برام سخته – وقت برای خودم ندارم .

خیلی وقت ها از این که میبینم مردم با خودشون لجبازی میکنن تعجب میکنم اصلا میخواستم عنوان این قسمت رو بذارم لجبازی کردن با خود .

یکی از مهمترین دلیل هایی که هر روز مداوم کار انجام نمیشه این هست که : کار در زمان درستش انجام نمیشه .

اکثرمون قبول داریم که کتاب خوندن مفیده و خیلی هامون شاید علاقه هم داشته باشیم ولی چرا بعضی وقت ها انقدر سخت انجام میشه ؟ بد موقع میخونی

چرا بعضی از روزها انجام کاری سخته بعضی وقت ها آسون ؟

روزهای سخت انجام کار گاهی همون روزهایی است که کار رو میندازی در زمانِ بدِ خودش .

اجازه بدهید از خودم مثال بزنم .

من نوشتن رو دوست دارم و بیشتر مواقع انجامش برام راحته چرا ؟ چون زمان درست مخصوص به خودم رو پیدا کردم . من صبح ها بهتر مینویسم . مثلا امروز که قرار ساعت شش صبح بروم بیرون و تا آخر شب وقت پیدا نمیکنم برای نوشتن زودتر بیدار شدم برای نوشتن ساعت چهار صبح !

میتونستم بذارم شب که بیام انجام بدم . ولی من با خودم لجبازی نمیکنم کار رو برای خودم بی دلیل سخت نمیکنم . میدونم اگر شب بیام احتمالا به شکل زیادتری خسته ام و کار رو فقط برای تموم شدن انجام میدم نه برای عشق و علاقه ام .

پس اگر چهار صبح هم میخواستم برم بیرون حتما سه صبح بیدار میشدم برای نوشتن .

حالا هزاری از فواید شب نوشتن هم بخونم از سکوت شب گرفته تا عادت بزرگان تاریخ , تا جایی که برای من جواب نمیده باید رو برنامه خودم بمونم .

اندفعه وقتی کاری انجام نشد اول بپرسیم زمان مناسبی گذاشته بودم ؟

وقتی دیگران از سخت بودن کاری میگن و من از ساعت انجامش میپرسم چیزهای جالب و خنده داری میشنوم . از سخت بودن کتاب خوندن میگن ساعتشو میپپرسم میگن زمان خواب در رخت خواب . از سخت بودن ورزش میگن از زمانش میپرسم میگن فقط اخر هفته ها که اون هم چون کل هفته سر کارم خسته ام و روز تعطیل استراحتم .

اگر کاری در یک زمانی از روز سخت در یک زمان دیگر آسون به نظر میرسه . پس مشکل از زمان بندی ما است .

اگر نمیتونی زمان درست کاری رو پیدا کنی فعلا شروع کن به انجام دادن کار در ساعات مختلف ببین چه زمان هایی آسون تر و راحت تر و بهتر انجام میدی یا زمان های بد رو پیدا کن و حذف کن ساعاتی که میمونه زمان های راحت مخصوص تو است .

برای برنامه ریزی درست باید خودمون رو بهتر بشناسیم . هر چقدر خودمون رو بهتر بشناسیم برنامه ریزی دقیق تر و بهتر انجام میشه .

برای همین بهترین کسی که میتونه برای ما برنامه بریزد , خودمون هستیم . یادمه در زمان کنکور هم با برنامه همگانی که میدادن مشکل داشتم . هر کسی مدل خودشو داشت ولی خیلی ها به خودشون شک میکردن و میگفتن ما نمیتونیم درس بخونیم به جای شک کردن به برنامه همگانی !

چرا هروز انجام نمیدیم ؟ ( دلیل اول )

سری مطالب چرا هر روز انجام نمیدیم رو شروع کردم . هر دفعه یک دلیل رو معرفی میکنم .

یکی از دلایل انجام ندادن یا حوصله انجام دادن رو نداشتن یا به تعویق انداختن کارها , ترس از حرف مردم است .

البته ما نمیگیم میترسیم ما معمولا این شکلی میگیم :

من دیروز وقت نداشتم .

من دیروز کامل نکرده بودم و وقت خوبی نبود اون رو ارائه بدم .

من …

و اما خودم : من تقریبا هر روز میخوام اینجا بنویسم ولی دیروز ننوشتم چرا ؟

چون میخواستم عالی و کامل بنویسم . چون فکر کردم اگه خوب و مفید نباشه بقیه ممکنه چه فکرهایی بکنن .

شاید کمالگرایی هم برادر غول ترسناک مردم باشه .

باید بگم اشتباه کردم . چون اگه هر چقدرم ضعیف دیروز مینوشتم امروز میتونستم کامل و بهترش کنم .

هم روند هر روز نویسی قطع نمیشد و هم تجربه نشون داده معمولا در جریان کار بهتر میشه خطاگیری کرد تا اینکه بخوایم از قبل همه چی رو برنامه ریزی کنیم .

نمیگم برنامه ریزی بد هست ولی چیزی که هست بعد از برنامه ریزی اماده تغییر برنامه ریزی هم باشیم چون نمیشه همه چی رو از قبل برنامه ریزی کرد و آشفته نشیم یا باخودمون کلنجار نریم که تو بلد نیستی برنامه ریزی کنی یا نگیم کلا برنامه ریزی به درد نمیخوره .

بهترین راه برای انجام ندادن کاری اینه که منتظر بشیم شرایط عالی اون برسه و انجام بدیم .

نکته ی شاید بی اهمیت برای شما ولی برای یادآوری به خودم : چند روز هست دارم از کلمه کلنجار زیادتر استفاده میکنم برای فعال شدن در دامنه ی واژگان فعالم .