اُملتی با کلمات !

قبلا در مطلب حساسیت به کلمات گفتم که رو کلمات حساس هستم . منظورم فقط به نوع نوشتن وصحبت کردن نبود.

الان نزدیک عید هستیم . به زودی شاهد حجم عظیمی از پیام های تبریکِ از روی هم کپی شده هستیم . مثلا کسی که پیام بیست خطی رو برام کپی میکنه احتمالا به یک جواب مرسی بسنده خواهم کرد .

ولی کسی که خودش وقت میذاره و مینویسد شایسته ی چند برابر وقت گذاشتن و چندین خط نوشتن است . این مثال در روابط دوستانه بیشتر کاربرد دارد .

مثال دیگر اشتباه گفتن نام مشتری در کسب و کار است که به فاجعه فروش ختم خواهد شد . حس بدی که به این راحتی ها از یاد مشتری نخواهد رفت .

مثال دیگر کسانی هستند که در شبکه های اجتماعی مطلب تو را نخوانده مینویسند عالی بود به پیج منم سر بزن .

حساسیت به کلمات یعنی بفهمیم دقیقا چه پیامی داریم و به چه شکلی اون رو ارائه میدیم .

ما نمیتونیم حس خودمون رو کاملا پنهان کنیم . اگر میخوایم نتیجه بهتری بگیریم باید بیشتر وقت بذاریم . وقت برای درست کردن مفهوم پیام و مدل ارائه کردن آن .

فرض کنید من در عنوان مطلب مینوشتم هصاصیط به کلماط , چقدر اذیت کننده و مشخص و جیغ بود ؟ اون مفهومی که در نوشته هست و مدلی که برای بیانش انتخاب میکنم به همین اندازه حساسیت بر انگیز است نه فقط املای کلمات .

حساسیت به کلمات !

اگر نویسنده باشی به کلمات خیلی حساس میشی اگر رشته ی حقوق هم بخونی در کنارش اونوقت به شکل وحشتناکی به کلمات حساس میشی !

پس اعتراف میکنم که من به شکل ترسناکی به کلمات حساسم ولی خیلی وقت ها این وسواس کلمات در صحبت کردن و نوشتن و گوش کردن و… دخالت میکنه که اگر احساس کنم منو از اصل داره به فرع میبره اون حساسیت رو سعی میکنم کم کنم .

گاهی باید بی مقدمه نوشت بدون سلام صحبت کرد ولی در اکثر مواقع این حساسیت به کلمات نجات دهنده و لذت بخش است .

از کلنجار رفتن با کلمات احساس خوبی دارم . هر کلمه کارمندی است که دوست داره در جایگاه خودش مشغول به کار شود .

کلمه رو هم میتوان لمس کرد هم میتوان بو کرد هم میتوان شنید هم میشه دید هم میشه مزه کرد هم میشه کلمه را خورد . شاید این جادوی کلمات است .

راستی یک اعتراف دیگر : من گاهی مطلبی دارم و اون رو مینویسم و گاهی برای بازی با کلمات مینویسم .

به نظرت این مطلب جز کدام دسته بود ؟