درد زیاد خوب است یا درد کم ؟

شاید امروز از شما یک هزار تومان اضافه تر کرایه بگیرند و کمی ناراحت شوید . بعید است بعدش اتفاق خاصی بیفتاد . یعنی شما نه تصمیمی میگیرید نه فکر زیادی در موردش میکنید .

ولی کافیه یک بار در شرایط اضطراری پانزده هزار تومان اضافه از شما کرایه بگیرند . دیگر فقط ناراحت بودن کافی نیست قطعا فکر و تصمیمی خواهیم گرفت . شاید به جبران آن خود را چند سفر با اتوبوس مهمان کنیم ( به جای تاکسی ) تا دردش کمتر شود .

این داستان برای من پیش آمد و با خودم قرار گذاشتم این ناراحتی رو یک جوری جبران کنم . حتما تجربه ای دارید . معمولا مذاکره بین راننده و مسافر رو راننده میبرد . برای همین بهتره قبل از سوار شدن که مسافر در موضع قدرت است قیمت طی شود .

این ها رو گفتم تا این رو بگم ما در مواجه با ضرر های کوچک معمولا کار خاصی انجام نمیدیم . این ضرر بزرگ است که محرک است . دانشجویی که با بی تفاوتی به سر کلاس ها میرود ولی شب امتحان یک دانشجوی فعال است مصداق بارز استفاده از ضرر بزرگ است .

حالا همیشه که نمیشود منتظر یک ضرر بزرگ باشیم تا موتور ما روشن شود از طرفی خیلی وقت ها در مواجه با ضرر بزرگ چون زمان زیادی نداریم کار بزرگی نمیتوانیم بکنیم در صورتی که قبل از بزرگ شدن ضرر میتوانستیم خیلی کار ها کنیم .

پس ضرر کوچک فواید و مضرات خود را دارد همان جور که ضرر بزرگ فواید و مضرات خود را دارد .

یک راه حل تا حدودی مفید : از ضرر کوچک به عنوان یک زنگ هشدار استفاده کنیم .

وقتی یک دندان خراب داریم ( ضرر کوچک ) . به سرعت فکری به حال بقیه دندان ها بکنیم قبل از این که ضرر بزرگ شود و تمام دندان خراب شوند اول دندان خراب را درست کنیم و از بقیه دندان ها نیز مراقبت بیشتری کنیم یا برای مطمئن شدن پیش دندان پزشک برویم .

اگر با وجود تمام تلاشمون بازم در جایی با ضرر بزرگی مواجه شدیم دیگه وقت سرعت گرفتن با استفاده از ضرر بزرگ فرا رسیده است . پس اول ناراحتی خود را تخلیه کنیم ولی به سرعت از آتشِ ضررِ بزرگ برای اوج گرفتن استفاده کنیم .

استفاده از زمان های کوچک

شاید فکر کنیم پنج دقیقه بیشتر خوابیدن , نیم ساعت بیشتر پای تلوزیون بودن , یک ساعت مرده ی فاصله محل کار تا خونه و… که چیزی نیست که بشه براش برنامه ریخت

باید هر هفته حداقل یک روز رو کامل ساعت بزنید
دقیقا هر کاری رو که میکنید زمان آن را بنویسید
در آخر روزببینید یک روز شما چه شکلی است

چرا باید اندازه گیری کنیم ؟

اولا اینکه همین وقت های کوچک رو در طول روز جمع کنید از عدد به دست امده شگفت زده میشوید ولی بیشترین شوک وقتی بهتون وارد میشه که بدونید این زمان ها رو هر روز هدر میدهید حالا ضرب در تعداد روز ها کنید عدد به شکل تصاعدی بزرگ میشه .

دوما یک جمله ای کلیشه و تکراری بگم میدونم حتی حوصله ی خوندنش رو ندارید ولی لازمه بگم تا بعدش مطلب دیگری بگم .

هدف های خودتون رو مشخص کنید

ولی این رو بدونید هر کاری که خارج هدف انجام بشه تفریح است .

مثلا کسی که کنکوری است هدف او درس خواندن است هر چی به جز این تفریح است . دسشویی و حموم رفتن هم تفریح است , منتظر اسانسور موندن هم تفریح است .

چون هم فعالیت فکری انجام نمیدی هم در راستای هدفت نیست پس بهتر خودمون رو گول نزنیم .

شاید بگیم در صف نان وایسادن برای خانواده است نه خودم . منم نمیگم که قرار است لذت ببری تو یک تفریح اجباری رفته ای پس سعی کن از همون تفریح اجباری یک جوری لذت ببری و این رو جز تفریحاتت حساب کن و منتظر نمون بیای خونه حالا کلی هم زمان تو خونه هدر بدی .

وقتی زمان های کوچکت رو نجات بدی حالا شجاعت نجات دادن زندگیتو پیدا میکنی
نجات زندگی با درست استفاده کردن از ترکیب زمان های کوچک و بزرگ اتفاق می افتد .

ایده های در حال سوختن

فکر و ایده و عملی که میخواهی انجام دهی یا قبلا به آن فکر شده یا انجام شده یا الان در حال انجامش هستند یا به زودی انجامش خواهند داد .

برای همین پس زمان مهم است . ایده ای که داری رو صبر نکن تا کامل یا زیبا شود تا تیم پیدا کنی تا سرمایه به دست بیاری و… هر چه سریع تر برو تو مرحله ی اجرا .

حتی زود هم اجرا کنی احتمالا رقیب هایی خواهی داشت

ولی هر چی دیرتر شروع کنی رقیب هایت پیشرفته تر و قوی تر میشوند و شاید دیگر اصلا حوصله ی فکر کردن به آن هم نداشته باشی .

ایده ی قشنگت که قرار است در مرحله ی اجرا و اولیه زشت و بد ریخت باشد رو اجرا کن .

حسرت بدی است پشت ایده های اجرا نشده . برای فرار از این حسرت هر کاری که میتوانی انجام بده .

موقع خوندن این مطلب چه ایده ای برایت یادآوری شد ؟ خب پس زمان اجرایش فرا رسید . شروع کن

کار نصف و نیمه محکوم است به انجام نشدن

اگر وسط کاری رها کنیم و بریم سراغ کار بعدی , همون کار تازه هم محکوم به نیمه رها شدن است .

البته در طول روز نمیشود مدام هر کاری رو تمام کرد و رفت سراغ کار بعدی در این شرایط بهتره یک کار بعدی مرتبط مشخص کنیم و هر موقع خسته شدیم اون کارو انجام بدیم و بعد برگردیم سراغ کار قبلی خودمون .

ولی دقت کنیم کل روز این شکلی سپری نشود اکثر کارها رو به صورت تکی انجام بدیم و تمام کنیم و بعد بریم سراغ کار بعدی .

هر کاری باید در بازه ی زمانی مخصوص خودش انجام شود . مثلا بهترین زمان انجام هر کاری رو پیدا کنیم و همون موقع هر روز انجام بدیم .

نکته ی دیگر این هست که کار رو نزدیک به زمان شروع باید تمام کرد . مثلا من صبح کتاب خوندم نباید نصفه رها کنم تا ظهر یا شب ادامه شو بخونم . دقیقا همون صبح که شروع بوده باید تموم شود .

اگر این مطلب براتون مفید بوده حتما این مطلب هم بخونید

وسط کار متوقف نشو فقط کمی مکث کن

از کجا بفهمیم یک ایده خوب هست یا نه ؟

شاید خیلی راه باشد برای فهمیدنش ولی میخوام تو این مطلب فقط یک مورد رو بگم که یکی از مهم ترین راه هایش است .

هر وقت ایده ای به ذهنت رسید سعی کن بیخیال اون بشی

میدونم شاید توصیه ای احمقانه ای به نظر بیاید .

بگذار مدتی بگذرد و برای اجرا کردنش دست نگه دار . اگر فردا یادت رفت پس معلوم میشه ایده ی خوبی برای تو نبوده است همون بهتر که یادت رفت .

اگر هر روز برای فکر نکردن و اجرا نکردنش عذاب میکشی
و مدام به ذهنت می آید و راحتت نمیگذارد
اگر نمیگذارد به راحتی به ایده های دیگر فکر کنی
اگر هر روز و هر ساعت چون بهش بی توجهی میکنی , داره خفه ات میکند

پس اون ایده , ایده ی خوبی است ( برای تو ) .

اگر فردا ایده ی دیگری دلت را برد و اون ایده کمرنگ شد نشونه ی خوبی نیست .

ما چاره ای جز انتخاب نداریم و باید تعداد محدودی ایده را در یک بازه ی زمانی اجرا کنیم .

نمیشود صد ایده داشت و عاشق چهل ایده بود و بیست ایده را همزمان اجرا کرد .

حتی در خیلی از فیلم های تخیلی هم هدف ها محدود است و یک قهرمان ده تا هدف مختلف ندارد .

راستی یادمون باشد هر ایده در مرحله تصور خیلی زیبا و چشم نواز است ولی در مراحل اولیه اجرا بسیار زشت است
برای زیبا شدن اون ایده باید عاشق قسمت های زشت اون هم باشیم .

دورهمی با مل رابینز

مل رابینز یک صحبت خیلی عجیب و جالبی دارد و اون این است که :

طنز ماجرا این است که در هیچ حوزه ی دیگری از زندگی مان به اندازه ی سلامت و تندرستی این همه اطلاعات , پشتیبانی و تحقیقات و گزینه های مختلف یا محتوای رایگان در دسترس نیست .

میتوانید در گوگل رژیم غذایی را جست و جو کنید , بیست نتیجه ی اول را دانلود کنید , آن ها را چاپ کنید , روی تخته ی دارتی نصب شان کنید و از هر کدام که دارت به آن ها برخورد کرد , پیروی کنید .

اگر از این رژیم واقعا پیروی کنید , نتیجه میگیرید .

هیچ وقت مشکل از رژیم غذایی نیست .

همیشه مشکل از احساسات شما درباره ی رژیم گرفتن است. همین موضوع درباره ی ورزش هم صادق است .

مل رابینز میگوید این احساسات ما که مانع از انجام دادن عمل است مشکل کاراز اینجاست .

اطلاعات مخصوصا در این دوره که اطلاعات به شکل عجیبی زیاد هم است میتوان به راحتی به دست آورد . موضوع این است چه کسی حاضر است عمل کند ؟ خیلی وقت ها فردی با اطلاع کم ولی عملگرایی زیاد به راحتی شخصی با اطلاعات زیاد را شکست میدهد .

دوست دارم مدت ها به حرفش فکر کنم .

اگر وقت و حوصله ای داشتید بشینید در حوزه ای از زندگی که مشکل دارید فکر کنید و از هر جا اطلاعاتی که ممکن است کمک کننده باشد رو پیدا کنید و فقط عمل کنید . حتی اگر دو مورد پیدا کردید و فکر میکنید مفیده فقط همین رو عمل کنید بیخیال میلیاردها اطلاعات دیگر شوید .

بعد از انجام دادن خوب یک کار , وقت برای پیدا کردن کار خوب بعدی است .

هر وقت فکر و حرف مردم برایت مهم نبود پس زنده هستی !

اکثر مردم بیشتر از خودشون به تو باور ندارند . حتی اگر بیشتر از خودش هم به تو باور داشته باشد آیا نظر کسی که خودش را به خوبی باور ندارد ارزش زیادی دارد ؟

ممکن است ازت خیلی تعریف کنند بازهم سعی کن باور نکنی . این مردم روزی تو رو به عرش میبرند فردا سر کوچکترین چیزی تو رو به فرش میکشند .

یک جمله ای چند وقت پیش شنیدم با این مضمون که :

اگر زمانی که از تو تعریف میکنند حرف آن ها رو قبول کنی مجبوری زمانی که ازت بد میگویند هم حرف دیگران رو باور کنی .

البته الان یادم نیست از چه کسی و در چه مراسمی بود ولی خیلی وقت ها بهش فکر میکنم .

حتی اگر شاهد موفقیت هایت باشند بازهم این توانایی فوق العاده رو دارند که بگویند کارخاصی نکرده ای .

برای خودت زندگی کن . اگر برای خودمون زندگی کنیم شاید خیلی جاها ببازیم خیلی جاها هم ببریم ولی اگر برای حرف دیگران و فکر دیگران زندگی کنی از همون شروعِ بازی بازنده ای .

هر چی امتیاز بگیری بازم حالت خوب نیست , هر چی بدوی فکر میکنی روی تردمیل هستی , هر جا بخوای شادی کنی میتوانند با یادآوری اتفاق افتضاحی حال تو را بگیرند .

اگر میخوای برای خودت زندگی کنی آماده ی شنیدن این کلمات باش : احمق , بازنده , روانپریش , بی عقل , بیکار , هیچی ندار , از دماغ فیل افتاده , تعطیل و…

فقط یک نکته کوچک مهم هم باید رعایت کرد : مردم ( اجتماع بزرگ ) را با دوستان متفاوتی که فکر و نظراتشون اکثر مواقع ارزشمند است (اجتماع کوچک ) اشتباه نگیری . این اجتماع کوچک نشانه هایی دارد که یکی از آن ها این است که معمولا زمانی که نظر آن ها رو لازم داری به تو نظر میدهند و همیشه نظر خودشون رو در چشم تو فرو نمیکنند و معمولا متفاوت هستند , کتاب زیاد میخوانند , مدل ذهنیِ موفقی دارند . بگذار خلاصه اش کنم اون اجتماع به قدری کوچک هست که میتوانی از همین نشانه ها هم پیداشون کنی .

و قرارم نیست چون حرف و نظر دیگران برایمان مهم نیست پس دشمن بقیه شویم . شاید برای زندگی بهتر همین اجتماع بزرگ تلاش هم بکنیم ولی موضوع اصلی این است که خودمون باشیم , خود واقعیمون و از این موضوع نهایت استفاده رو ببریم .

دوست دارم پایان مطلب دیالوگ هایی از سریال تاج و تخت بیاورم .

تیریون لنیستر خطاب به جان اسنو ( که از راه حرام متولد شده بود ) : بذار نصیحتی بهت بکنم . هرگز فراموش نکن چه کسی هستی، چون مطمئناً دنیا فراموش نمی کنه
اون رو نقطه ي قوت خودت بکن. اون وقت نمیتونه عامل ضعف تو باشه. اون رو مثل زره بپوش تا نشود براي صدمه زدن به تو ازش استفاده کرد .

سرسی لنیستر : هر چی مردم بیشتر دوستت داشته باشند ضعیف تر هستی .

این مطلب رو نوشتم تا هر وقت فکر و حرف مردم برایم داشت مهم میشد برگردم و بخونمش .

احتمال دارد این مطلب رو در آینده ی نزدیک بروزتر و پربار تر کنم .

امیدوارم وبلاگت رو ببینم

داشتم به مزایای وبلاگ داشتن فکر میکردم . بعد از کلی فکر کردن به یک دعا رسیدم .

شاید یکی از زیباترین دعاها برای دوستانی که داریم این باشد که امیدوارم وبلاگت رو ببینم .

وقتی دوستی وبلاگ دارد در بهترین حالت او را هر روز ملاقات میکنی و گفتگو میکنی و از حال خودش و حال افکارش با خبر میشوی . از پیشرفتش میخوانی از مسیر زندگی اش با خبر میشوی از جاهایی که رفته از کتاب هایی که خوانده از فیلم هایی که دیده .

اگر با غریبه ای بخواهی دوست شوی اگر شناسنامه و ایدی های تلگرام و اینستاگرامشو داشته باشی بازم کمک چندانی برای اشنایی نمیکنه .

از معجزات دیگر وبلاگ داشتن این است که کافیه همین دوست وبلاگ داشته باشد با خواندنش ارتباط و آشنایی با او به شکلی میشود که انگار سال ها با او دوست بودی و خیلی او را میشناسی .

دوستی که نوشته ی من را امروز میخوانی یا در آینده خواهی خواند نمیدونم تو چه دعایی برای من خواهی کرد ولی من امیدوارم وبلاگت را ببینم .

اگر الان داری لطف کن من رو از وجودش با خبر کن .

اندازه گیری سرعت پیشرفت

چه کسی است که از مزایای ارتباط با افراد موفق با خبر نباشد ؟

از شوق پیشرفتی که در تو بوجود میارن تا کمک ها و حرف های گره گشایی که هدیه میدهند .

اما همیشه ارتباط با افراد موفق باعث شادی و پیشرفت نمیشود چه زمانی باعث ناراحتی میشود ؟ حالا که در حال فکر کردن به سوال هستید دوست دارم کمی راجع به سرعت پیشرفت صحبت کنم .

چرا وقتی با بعضی از افراد صحبت میکنیم احساس میکنیم سرعت پیشرفت ما زیاد است با بعضی دیگر صحبت میکنیم احساس میکنیم جلو که نرفته ایم هیچ عقب هم رفتیم یعنی هیچ سرعتی نداشته پیشرفتمان ؟

ما برای پیدا کردن سرعت پیشرفت خودمون مجبوریم سرعت خودمون رو از آیینه طرف مقابل ببینیم تا بتوانیم سرعت خودمون رو حدس بزنیم .

کاری که خیلی ها میکنند برای داشتن یک حال خوب لحظه ای اکثرا وقتشون رو با افراد ناموفق که هیچ امید و انگیزه ای ندارند میگذرونند و از این که سرعت پیشرفت شان زیاد است خوشحال هستند . نکته جالب اینجاست اگر هیچ حرکت و فعالیتی هم نکنند باز بروند پیش همین افراد احساس موفق بودن میکنند .

تعداد کمی هم خودشون رو با افراد بسیار موفق مقایسه میکنند کلا از زندگی نا امید میشوند مثلا تازه وارد رشته کامپیوتر شده و منتظر است بیل گیتس بعدی باشد یا میخواهد با ساخت اولین اپ همانند مارک زاکربرگ او را ستایش کنند .

پس چه کاری کنیم که مفید باشد ؟ چند نکته رو که به نظرم میتونه مفید باشد رو میگم :

اولا که دقت کنیم برای مقایسه سراغ فرد موفق تر از خودمون برویم .

دوما فرد موفق level اول نباشد . در سطحی نزدیک تر به ما باشد .

سوما اگه میخواهیم کسی رو انتخاب کنیم که سطحش خیلی از ما بالاتر است . کسی رو انتخاب کنیم که کاملا میشناسیمش و با گذشته ی اون خودمون رو مقایسه کنیم بعد که به سطح بهتری رسیدیم به زمان حال برگردیم .

دانستن سرعت پیشرفت میتواند انگیزه دهنده باشد . در اکثر مواقع دنبال حس خوب و شاد نباشیم . بیشتر زمانی که دنبال انگیزه و مسیری برای رشد میگردیم سراغ این راه برویم . چون در حالت عادی مقایسه کردن خود با فرد بهتر حال خوشی با خودش نخواهد اورد ولی موفقیت چرا .

میتونیم فعلا سختی این راه رو قبول کنیم به انتظار حال خوشی که بعدا خواهد آمد .