نتایج را چرا نشان نمی دهی ؟

اگر بخواهیم آدم های اطرافمان رااز نظر باور و اعتقادی که به ما دارند طبقه بندی کنیم , سه دسته می شوند :

دسته اول : کسانی که کاملا به ما باور دارند . این مهم ترین دسته است ولی چون اطمینان آن ها را داریم کمتر به آن ها توجه می کنیم . این دسته چه ما به نتیجه ای رسیده باشیم یا خیر به ما باور دارند . تا زمانی که به هدف هایمان نرسیده ایم کمک می کنند تا برسیم و زمانی که به نتایج برسیم چیزی نزدیک به خوشحالی ما خوشحال می شوند . این دسته معمولا کمترین جمعیت را دارد .

دسته دوم : کسانی هستند که به ما باور ندارند ولی وقتی نتایج را ببینند باور پیدا می کنند . تا زمانی که درس بخوانی بهت می گویند بیکارِ بی خاصیت . ولی چندی بعد که دندان پزشک بشوی چون نتیجه را دیده اند دیگر کنارت زیاد هستند و در جاهای مختلف از داشتن آشنای دندان پزشک خواهند گفت . هر چقدر نتایج بیشتری ببینند بیشتر احترام می گذارند و برایشان با ارزش می شوی .

دسته سوم : ما برای متقاعد کردن این دسته بیشترین تلاش را می کنیم . کسانی هستند که حتی اگر نتایج را هم ببینند باز هم تو را باور ندارند . اگر دکتر شوی می گویند پارتی داشت . اگر ثروتدمند شوی می گویند دزدی کرد و… خطرناک ترین دسته همین دسته است .

چون ما علاقه داریم تایید جمع کنیم و این گروه تایید نمی دهند ما فکر می کنیم نظر این ها است که مهم است در حالی که زمان گذاشتن برای این دسته هدر دادن وقت است .

گاهی چایی خوردن با دسته اول به سال ها زندگی کردن با دسته ی دوم و سوم می ارزد .

من خیلی از آدم های بزرگ را دیدم که تعداد دوستان صمیمی آن ها کم است در حالی که به راحتی با هر کسی بخواهند می توانند دوست شوند .

یک موردی که متوجه آن شدم خیلی از آن ها ترجیح می دهند دسته ی اول که از ابتدا با آن ها بوده اند را در بیشتر زندگی خود شریک کنند و برای دسته دوم احترام قائل هستند ولی روی این دسته متمرکز نیستند و به دسته ی سوم هیچ اهمیتی نمی دهند .

دیدگاهتان را بنویسید