شخصیت بازنده داشتن

راجع به شخصیت و کارهایشان صحبت و حرف زیاد است ولی یک ویژگی هست که خودم زیاد با آن برخورد می کنم .

شاید بگوییم خوب همه که می دانند شخصیت بازنده داشتن بد است پس چرا خیلی ها آن را دارند و کاری هم نمی کنند .

نکته کلیدی آن است که در شخصیت بازنده بودن هم یک سری مزایا و لذت ها هست . مثلا یک شخصیت بازنده دوستانی دارد که آخر هفته ها با آن ها خوشحال است و فراموش می کند بازنده بودن کل هفته را و هر چقدر هم تهوع آور رفتار کند بالاخره آخر هفته از راه می رسد.

دیگری خرج خانواده خود را در حد حداقلی در می آورد دلیلی نمیبیند بیشتر تلاش کند همین که خانواده اعتراض نمی کند راحت است .

دیگری در محل کار خود در حدی که او را اخراج نکنند و لب مرزی وظایف خود را انجام می دهد و با هر بهانه ای به سرعت از محل کار خود فرار می کند ولی بالاخره شغل و زندگی خود را دارد و…

در همه ی مثال ها و مصداق های دیگر هم شخصیت بازنده چیزهایی دارد که به آن ها توسل کند و برای مدت کوتاهی بازنده بودن خود را فراموش کند .

شاید بگوییم این نظر ماست که آن شخص بازنده است ولی آن فرد به طور کلی راضی است . من در مورد آن دسته از افراد که به همین راضی هستند و کلا خوشحال هستند کاری ندارم منظور من آن دسته از افرادی است که حس بد بازنده بودن را دارند ولی با موضوعات فرعی فعلا حواس خود را پرت میکنند و شاید به ظاهر ما آن ها را خوشحال ببینیم .

1 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید