رابطه ی خوشگذرانی با هدف + تجربه ی شخصی

خوشگذرانی با هدف رابطه ی عکس است .

هر چقدر هدف های ما بیشتر یا بزرگتر باشد خوشگذرانی باید کوچک و کمتر باشد .

نمیگویم که کلا بیخیال خوشگذرانی شویم چون قبلا این راه را خودم رفته ام و جواب خوبی نگرفتم . حذف کامل خوشگذرانی تبعات بدی دارد که تاثیر خودش را هم روی کار میگذارد .

یک راه دیگری که آزمایش کردم و جواب نگرفتم استفاده نکردن از خوشگذرانی های کوچک و جمع کردن و تبدیل آن به یک خوشگذرانی بزرگ است . این کار مانند این است که شش روز در هفته سه ساعت بخوابیم و بگوییم جمعه جبران میکنم و چهارده ساعت می خوابم .

در این شرایط نه آن شش روز را میتوانیم درست زندگی کنیم نه جمعه را .

فعلا بهترین روشی که پیدا کردم استفاده ی روزانه از همین خوشگذرانی های کوچک است . نکته ی جالب ماجرا اینجاست که چون برای ما کمیابی جذابیت دارد , خوشگذرانی کوچک گاهی لذتی بیشتر از یک خوشگذرانی خیلی بزرگ دارد .

مثلا من انتخاب میکنم نیمساعت با دوستی تماس صوتی یا تصویری بگیرم جای اینکه منتظر بمانم جمعه شود و همدیگر را ببینیم و کلی وقت برای رفت و آمد و … کنار بگذاریم . البته همیشه این شکل نخواهد بود گاهی خوشگذرانی کوچک برای فردی دیگر این است که جای مسافرت انتخاب می کند یک روز با دوست خود بیرون برود پس برای هر فرد این انتخاب متفاوت است .

منظور من این است اگر هدف بزرگی داریم باید به همان نسبت خوشگذرانی را کوچک کرد .

1 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. کمی تا قسمتی مخالف هستم ! … به نظر من کلیت این گزاره درسته که هدف بزرگتر خوشگذرانی کمتر منتهی تعریف من از خوشگذرانی ممکنه با بغل دستیم فرق کنه ! درواقع همون جمله اخری که گفتی “…برای هر فرد متفاوت هست”

دیدگاهتان را بنویسید