چه زمانی هیچ محدودیتی نیست ؟

وقتی کاری را میخواهیم شروع کنیم قبل از فکر کردن به نتایج و مراحل آن اول فکر می کنیم در خانواده با شنیدن آن چه برخوردی می کنند ؟ خیلی وقت ها همین فکر پایان شروع کردن است .

حالا اگر احساس کنیم برخورد بدی نمی کنند کار را شروع می کنیم بعد به آن فکر می کنیم خب الان دیگران چه فکری می کنند ؟ اگر کسی به ما یا محصول ما توجه نمی کند بهتر است آن را رها کنم اگر هم توجه می کنند و واکنش ها بد است شاید ما به درد این کار نمیخوریم .

تا زمانی که تمرکز ما روی دیگران باشد تا نتایج یا مراحل کار خودمان اوضاع همین شکل است .

در این شرایط باید به جمله ی زیبا ی گری وی فکر کرد :

وقتی برای خودت انجامش بدی
دیگر هیچ محدودیتی وجود ندارد

اگر لباسی که خریدی برای جلب توجه دیگران است مدام دنبال این هستی که نظر تک تک افراد در مورد لباست چیست ؟ اولین نظر منفی کافی است تا حس خوب پوشیدن آن به حس بد تبدیل شود ولی اگر همان لباس را برای دل خودت خریده باشی اگر چند نظر منفی هم بگیری زیاد برایت مهم نیست چون از اول هم که خریدی منتظر شنیدن آن نظرات نبوده ای . وقتی منتظر شنیدن آن ها نبوده ای برایت مهم هم نیست .

1 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید