از تیشرت زاکربرگ تا فرهنگ ضدحالی

این که فقط تیشرت تکراری بپوشیم و امیدوار باشیم مانند زاکربرگ با ما برخورد کنند را من هم موافق نیستم .

ولی این که هر کسی این کار را کرد یا یک کار را الگو برداری کرد مسخره کنیم با این هم موافق نیستم .

کسی که تیشرت تکراری می پوشد مدام به خودش یادآوری می کند زمانش مهم است یا زاکر برگ دیگر چه کارهایی می کند . اگر در همین حد به فکر باشد و عمل کند هم ارزشمند است .

خوب نیست به اجبار به مردم بفهمانیم که تو زاکربرگ نیستی . خیلی وقت ها اگر مردم جلوی این مسخره شدن ها دوام میاوردند به چیزهای خوبی می رسیدند . از این نمونه ها من شخصا زیاد دیدم . وقتی فکر کردم دیدم ما یک مشکلی داریم یا بهتر بگم یک فرهنگ جالبی داریم .

فرهنگ ضد حال زدن !

یکی از مصادیق آن این است که تا موقعی که اوضاع خوب است همه ساکت هستند تا عالی هستی هیچ کس نظر نمی دهد تا چیز بدی می بینند حمله می کنند و فکر می کنند الان موقع نظر دادن است یا احساس میکنند هر کس ضدحال بزرگتری به دیگری بزند برنده است . ریشه ی این فرهنگ هم این است که فکر می کنیم در هر چیزی حق دخالت داریم حتی در شخصی ترین مسائل .

مثلا من امروز لباسی که خودم خیلی دوست داشتم رو با لباس دیگری ست کردم و دوستی می گفت این به این نمیاد و این حرف را چند بار زد که باید این رنگ رو می پوشیدی . من هم گفتم من این ست را بیشتر دوست دارم هر وقت نظرت را لازم داشتم خودم ازت می پرسم .

دیدگاهتان را بنویسید