الگوهای فاجعه بار

این یک مطلب خاص با موضوع خاص نیست صرفا در حد چند حرف دوستانه است.

امروز یک سخنرانی دیدم می گفت صبح پاشدن خودش مهم نیست بلکه آن الگویی که بهت می دهد مهم است.

وقتی صبح با خودمون کلنجار می رویم و بعد تصمیم می گیریم بلند شویم این پیروز شدن یک الگو است و این رو در روز تکرار می کنیم و این الگو مهم است .

من هم قبلا مطلبی نوشته بودم با عنوان تاثیر کار قبلی بر کار بعدی که با توجه به سخنرانی که امروز دیدم کریستالی تر شد ترجیح دادم اینجا هم بنویسم.

برای همین است که می گویم اول روز ما به شدت به یک کار مثبت سخت نیاز داریم اگر نتوانستی صبح زود بیدار شوی سریعا دنبال چالش دیگری بگرد مثلا می تواند این چالش پنجاه صفحه مطالعه بعد از صبحانه باشد.

یک نکته ی دیگر اینکه آدمی که الگوی هدر دادن زمان دارد اگر پنج صبح هم بیدار شود باز هم بازدهی بالایی نخواهد داشت.

قبل از اینکه ساعت خواب را کم کنیم باید ارزش ساعت بیداری را بیشتر کنیم.

استفاده از تمام ساعت های روز خودش هنر بزرگی است که اکثر ما از آن محروم هستیم از جمله خود نویسنده که هنوز در آن ماهر نیست در این شرایط بیدار شدن زودتر از معمول علاوه بر اینکه فایده ی خاصی ندارد بلکه موجب فاجعه ی بزرگتری خواهد شد.

چون خواب مان کم بوده است در طول روز خسته تر و کم حوصله تر هستیم و پتانسیل بالایی برای بدتر کردن روز داریم.

2 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. محسن عزیز سلام؛ در همین باب استادی داشتیم سر کلاس میگفت که یه کاری رو عهده دار بشید صبح ها که بتونید از خواب زود بیدار بشید وگرنه تا لنگ ظهر بدون عذاب وجدان میخوابید!

    1. سلام زهرا امیدوارم حالت خوب باشد
      اون استاد حرف بسیار مفیدی گفته است

      یک چیزی است که خیلی از استاد ها و کتاب ها می گویند این است که یک کار دوست داشتنی برای صبح انتخاب کنید

      این توصیه خوب است ولی کافی نیست مثلا من دوست دارم صبحانه ام پر از چیزهای دوست داشتنی باشد فردا برای همچین صبحانه ای زود هم بیدار میشوم و میخورم حالا چه تضمینی برای بقیه روز است ؟ هیچ
      احتمال اینکه بعد صبحانه بخوابم بسیار زیاد است

      ولی مثلا اگر صد صفحه کتاب خواندن را انتخاب می کردم اولش شاید به خودم کلی فحش بدهم این چه کاری است ولی بعد از انجامش تضمینی برای بقیه روز است ؟ جوابش مثبت است
      چون اگر بعدش بخوابم یا بد رفتار کنم فحش های بیشتری به خودم می دهم که حالا که از پس چنین کاری بر آمدی چرا بقیه روز را خوب نبودی ؟ !

دیدگاهتان را بنویسید