صحبت با زهرا در مورد نوشتن

میخواستم امشب در مورد موضوع دیگری صحبت کنم ولی کامنت زهرا را که دیدم ترجیح دادم پست امشب ام این باشد

البته اول میخواستم به خود زهرا در وبلاگش پیام بدم که پرشین وبلاگ پیام داد اینجوری نمیشه نظر داد و باید عضو بشی برای همین برگشتم اینجا برای زهرا کامنت بگذارم دیدم کامنتم طولانی شد پاک کردم و اون رو تبدیل به یک پست جداگانه کردم

این حرف های من برای زهرا است ولی ممکن است برای فرد دیگری هم مفید باشد

من کلا از هر تصمیمی که بگیری و منجر به بیشتر نوشتن تو بشود استقبال میکنم

چون اصل هر کاری بیشتر انجام دادن است برای شناگر شدن باید بیشتر شنا کرد برای برای کتابخوان تر شدن باید بیشتر کتاب خواند و برای بازیگر شدن باید بیشتر بازی کرد برای نوشتن هم همینطور . روش های دیگر کلا فرعیات است

چند نکته میگم هر کدوم که فکر کردی واقعا به درد میخوره رو استفاده کن ازش

اول مشخص کن چگونه میخواهی بنویسی پیوسته نویسی یا متناوب نویسی ؟ اگر میخواهی پیوسته نویسی کنی چاره ای نیست جز اینکه بعضی از روزها چرت پرت بگی و باید از این نترسی اگر میخوای همه ی مطالبت خاص باشد باید رو بیاری به متناوب نویسی

از موضوعاتی که دوست داری بیشتر بنویس چون همین اول مخاطب تکلیفش مشخص میشود که قرار است چه چیزهای بخواند اینکه مخاطب نداند فردا قرار است چه بگوییم باعث سردرگمی آنها میشود و زود خسته میشوند

در نوشته هایت از عکس کمک بگیر

نوشته های چند قسمتی رو شروع کن . مثلا نویسنده های مورد علاقه ات . این نوشته میتواند صد قسمت داشته باشد

بعضی روزها میتوانی همینجور که گفتی از نقل قول و حرف های دیگران کمک بگیری

راستی یک چیز دیگر تو در وبلاگت زدی روزنوشت های من پس مجازی هر چیزی بنویسی ولی خودت رو کم معرفی کردی مخاطب در این جنس از وبلاگ ها کنجکاو است نویسنده رو بیشتر بشناسد

یک نکته ی دیگر این که در آخر هر نوشته از خودت بپرس حالا که مخاطب تمام نوشته ی من را خواند چیزی بهش اضافه شده یا وقتش هدر رفته است ؟

پی نوشت : این مطالبی که گفتم رو در حد حرف های یک همکلاسی با یک همکلاسی دیگر بدان چون من هم هر روز دنبال یادگیری هستم و امیدوارم فکر نکنی من از پله ی بالاتری با تو صحبت کردم

من منظم وبلاگت رو میخوانم  و امیدوارم بیشتر بنویسی و از نتایجی که در آینده برایت دارد لذت ببری

3 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. محسن عزیز ؛ از لطفی که کردی واقعا سپاسگزارم. تک تک نوشته هات برام راهنمایی هست … راجع به جمله آخرت یه همکلاسی مهربون امیدوارم تجربه های خوبی درنوشتن یاد بگیرم و بتونم تاثیرگذار باشم. ممنونم که نظرات خوانندگان برات مهم هست و از یکی از نوشته های خودت که راجعبه تشکر کردنبود ازت بابت این نوشته خوب ممنونم

    1. سلام زهرا
      وقت گذاشتن برای بعضی از دوستان مصداقی از سفر در زمان است یعنی ممکن است یک ساعت براشون وقت بگذاری ولی احساس کنی پنج دقیقه گذشته درحالیکه چند ساعت تجربه و لذت و یادگیری همراهشه
      یکی از دلایلی که اینجا وقت میگذارم وجود همچین دوستانی است . یکی از آن ها تو هستی که وقتی مینویسی نظرت مهم است چون می فهمم که چقدر از من خواندی و میدانی .
      در حالیکه جاهای دیگری که مینویسم بعد نوشتم فرار میکنم و اصلا مخاطبمو نگاه نمیکنم

  2. شخصیت و روحیات عجیبی دارید.
    با این که مدتی است اولین لینک وبلاگم هستید، قبل از این، افتخار صحبت با شما رو نداشتم. اما نخستین جملاتی که در پاسخم گفتید، از شما به بنده، شناخت داد. قطعا خودتون به این نکته واقفید: توی اولین مواجه و گفت و گو با آدمی که نمی شناسیمش، همون چند ثانیه ی اول کافیه که هم او بتونه از خودش به ما شناخت بده، و هم ما با توجه به اولین نشونه های زبان بدن و کلامی که می بینیم و می شنویم، دستمون بیاد که با چه جور انسانی روبرو هستیم. و این رو هم قطعن می دونید که آدم ها درصد خیلی پایینی از قضاوت و نتیجه گیریشون رو در یک گفت و گو یا مذاکره، بر اساس محتوایی که بیان می شه انجام می دهند.
    توی فضای به اصطلاح مجازی که زبان بدن قابل رویت نیست، این کلمات هستند که معنی را به مخاطب منتقل می کنند. برای همینه که نسبت به کلمات و نگارش، حساسیت نشون دادم.
    من از شخصی که در زمینه ی رشد و توسعه ی فردی فعالیت می کنه، انتظار نداشتم این چنین با تبختر و تفاخر با مخاطبش صحبت کنه. ( پاسختون به نقدم نسبت به اشتباهات نگارشی رو می گم.)
    خود من هم مدت ها فکر می کردم محتوا مهم تر از فرمه. در زمینه ی هنرهای تجسمی ( نقاشی و تصویرسازی ) فعال بودم و در آثارم، خیلی به فرم و شیوه ی ارائه اهمیت و بها نمی دادم. تا حدودی درک می کنم که چه حسی نسبت به نوشته هایی که آثار خودتون باشند دارید…

    ان شا الله موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید