تناقض نظرات دیگران + به بهانه ی صحبت با محمد

در پست اکثر انتقاد ها بی خاصیت است محمد کامنتی گذاشت که بهانه ای شد برای این صحبت ها . کامنت محمد این بود :

محمد : سلام
البته من یک تجربه رو اینجا به اشتراک بذارم.
من خیلی سعی کردم حرف مردم برام بی اهمیت باشه و تا حدود قابل توجهی هم موفق بودم.
اما بعد از سالها متوجه شدم، بجای اینکه حرف مردم رو کم اهمیت کنم خود مردم رو کم اهمیت کردم و این خوب نیست
من اشتباه کردم

و صحبت های من : سلام محمد چه خوب که از نظرت منو آگاه کردی . همین اول بگم من نظر دیگران برایم مهم نیست ولی دارم بهترین زمان روز و وقتم رو با عشق و علاقه صرف صحبت کردن با تو میکنم .

من عاشق دیگران و کمک به دیگران هستم ولی نظرشون برایم مهم نیست و هر روز بیشتر تلاش میکنم تا مهم نباشد .

وقتی راجع به زاکربرگ در اینستا نوشتم و انتقادهای اطرافش , دقیقا در زیر همان پست کامنت منفی در موردش گرفتم

امروز داشتم از مطالب گذشته محمدرضا میخواندم ( کاری که خیلی وقت ها انجام میدهم ) تا به این کامنت در زیر پست هاش رسیدم که این بود :

تناقض‌ها به تعادل نرسیده و ادامه داره هنوز.

اما یک واقعیت وجود داره اینکه چقدر قضاوت‌های دیگران در مورد من، به اون چیزی که من هستم دوره!

چقدر بدی‌های بزرگ و نفرت انگیز دارم که خودم و خدایم می‌دانیم و دیگران نمی‌دانند.
چقدر بدیهای کوچک داریم که خودم و خدایم فراموش کرده‌ایم و مردم از خاطر نمی‌برند.

چه خوبی‌ها که ندارم و در من می‌بینند.
چه خوبی‌ها که دارم و دیده نمی‌شود!

حس عجیبی است این تناقض زندگی در جامعه‌ی آدمیان …

این هم لینک مطلب محمدرضا است : من و مرگ من

در پست های گذشته گفته بودم چه کسی از تولد تا الان در هر شرایطی با تو بوده است ؟ خودت
پس هیچکس بهتر از خودت نمیتواند تو را بشناسد و تو را راهنمایی کند .

نظر مردم شاید مهم نباشد ولی حالا اگر احساس کردیم حرفی حساب پیدا شده از کسی که ما را میشناسد خب بهش فکر میکنیم . بالاخره معدود افرادی هر چند بدون اجازه نظراتی خواهند داد که گاهی فکر میکنیم میبینیم بد هم نگفتند ولی هزینه فرصت میگه که ارزش نداره وقت گذاشتن برای این کار ( فکر به حرف دیگران ) چون حجم بالایی از نظرات اشتباه است

با خیلی از افراد وقتی صحبت میکنم هنوز خودشون رو به خوبی نمیشناسند و نمیدانند دقیقا چه کاری دارند میکنند ولی جوری با من صحبت میکنم که انگار هر لحظه از زندگی با من بوده اند و موفق بودن زندگی من از زندگی خودشون مهم تر است .

میشود مردم رو دوست داشت و بهشون احترام گذاشت ولی به روش خود زندگی کنیم .

حاضری زندگی خودت رو فدای نظر دیگرانی کنی که هیچوقت به صورت کامل رضایتشون رو نداری ؟ به نظر من گوش دادن به حرف دیگران با دوست داشتنشون دو مبحث جدا است .

1 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. ممنونم
    افتخار دادید
    اما تو همون سایت آقای شعبان علی پستهایی راجع به غول هایی به نام مردم داره
    یه نگاه انتقادی به اون پستها داشته باشید
    ببینید متوجه تناقضاتی میشید یا من هنوز با ادبیات ایشون آشنایی کامل ندارم.

دیدگاهتان را بنویسید