اکثر انتقاد ها بی خاصیت است

میخواهم راحت بنویسم . مدتی هست که احساس راحتی ندارم هنگام نوشتن .

زیاد به نگارش توجه میکنم . زیاد به فکر مخاطبم اهمیت میدهم . باعث شده سخت بنویسم .

روی کاغذ کند مینویسم . موقع تایپ دیر به دکمه های کیبورد ضربه میزنم .

میخواهم راحت بنویسم . کسی که بخواهد انتقاد کند یا اشکال بگیرد اگر تا مرز نابودی تلاش کنی و خوب باشی باز هم آخرش راهی برای خنجر زدن به تو پیدا میکند . هر جا بخواهی خوشحالی کنی با یادآوری خاطره ای تلخ لبخندت رو محو میکند .

خیلی از انتقاد ها دزدی است . گاهی یک خنده یا یک انتقاد به راحتی یک رویا یا هدف رو می دزدد .

هر وقت ازتون انتقاد شد محکم جیب خودتون و رویاتون رو بچسبید , دزدی در کمین است .

البته راهنمایی ها و مشورت با دوستان رو با انتقاد اشتباه نگیریم . گاهی خودمون از دوستی میخواهیم که بگوید کار من چه اشکالی دارد ؟ این فرق دارد با کسی که سه روز هم تو رو نمیشناسد و بدون اجازه می آید از تو انتقاد میکند .

برای هیچی نبودن تو این دنیا همین انتقاد ها رو گوش کردن کافیه .

اگر هیچی نیستی پس داری به حرف دیگران گوش میکنی

4 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. انتقاد به خودی خود معمولا بار منفی داره، کسی که شروع به انتقاد می کنه خودش می دونه که داره مرزهای خطرناکی رو پشت سر می ذاره
    اما چیزی که بیشتر خود من رو اذیت می کنه دلسوزی های غرض ورزانه س
    کسایی که مدام جستجو می کنن تا مشکلاتی رو که خودت ازشون دم نمی زنی پیدا کنند و با ژست هم دلی و دلسوزی بهت یادآوریشون کنن و پیش خودشون هم فکر کنن چقدر آدم خوب و مهربون و دلسوزی هستن
    باور کنین من انقدر که توی زندگیم از این دسته از آدما فرار می کنم از کسایی که بهم انتقاد می کنن فرار نکردم.

    1. سلام سمیرا . امیدوارم حالت خوب باشد
      باهات موافقم . منم با همچین ادم هایی مواجه شدم . به نظرت کسی که دلش برای زندگی خودش نمیسوزه و تو زندگی خودش موفق نیست , چه جوری هست که دلش برای زندگی ما میسوزه ؟ این اتفاق خیلی خنده داره
      هیچکس مستقیم نمیاد بهمون بگه من میخوام با حرفام بدبختت کنم اکثرشون در ظاهر همین دلسوزی میان .
      از طرفی بعضی ها هستن که واقعا برامون مهم هستند ولی حرفشون کمکی به ما نمیکنه و قسمت سخت کار بی توجهی به حرف های کسانی است که واقعا دوستشون داریم ولی نمیخواهیم به اون جهتی که اونا میگن بریم

  2. سلام
    البته من یک تجربه رو اینجا به اشتراک بذارم.
    من خیلی سعی کردم حرف مردم برام بی اهمیت باشه و تا حدود قابل توجهی هم موفق بودم.
    اما بعد از سالها متوجه شدم، بجای اینکه حرف مردم رو کم اهمیت کنم خود مردم رو کم اهمیت کردم.

    و این خوب نیست
    من اشتباه کردم.

دیدگاهتان را بنویسید