هیجان انگیز بودن یا ترسناک بودن ؟

قرار است در جمع پنجاه نفره ای سه نفر سخنرانی کنند و یکی از آن ها شما هستی .

با کسی میخواهیم صحبت کنیم که سال ها منتظر دیدن او بوده ایم .

در کلاسی ثبت نام کردیم و فردا اولین جلسه آن برگزار میشود .

میخواهیم در مورد افزایش حقوق صحبت کنیم و به کارمون هم به شدت علاقه مندیم .

چیزهایی که در بالا خوندید مصداق موقعیت های مستعد ترس و هیجان هستند .

اگر بخواهیم صادق باشیم معمولا یکی از مصادیق بالا میتونه تا حدودی برای مان چالش برانگیز باشد . چه فرقی میکند به خودمون خطاب کنیم ترسیده ایم یا هیجان انگیز هستیم .

معمولا وقتی میگیم میترسم همزمان اولین قدم رو به سمت عقب برداشته ایم , هنوز هیچی نشده اوضاع بدتر هم شده و باید خودمون رو هل بدیم جلو که نترس تا تازه برگردیم به موقعیت سابق .

بعد با فکرهای ترسناک دیگر اون رو احاطه میکنیم . بالاخره یک خطر که معلوم نیست پیش بیاید شاید سه خطر دیگر هم کنار آن باشد و باید محاسبه شود .

بعد فکر میکنیم الان که وضعیتمون بحرانی که نیست اصلا چرا خودمون رو بندازیم تو چالش . از طرفی هم به خودمون برچسب ترسو میزنیم و چنتا کار دیگه در آینده هم به خاطر همین برچسب بیخیال میشیم .

حالا اگر بگیم هیجان زده ام و کمی استرس دارم همه چیز گل و بلبل نمیشود ولی اولا عقب نرفته ایم و دوما بدن و فکرمون رو به حالت هشدار و توجه زیاد میبریم و به همه چیز دقیق تر میشیم و از طرفی اون رو یک بازی میدونیم که انجام دادنش حس خوبی برامون خواهد داشت .

لازم نیست این فکر همیشه جواب دهد حتی اگر گاهی از مواقع هم حالمون رو بهتر کند کافی است .

اگر امتحانش کردید کمی از تجربه اش برای منم بگید . منم در آینده از تجربه هایش بیشتر خواهم گفت .

دیدگاهتان را بنویسید