همه ی کارهای انجام شده به معنای انجام شدن واقعی آن ها نیست

وقتی میخوایم تیک انجام شدن کار رو بزنیم چه حسی داریم ؟

همه ی کارهای انجام شده به معنای انجام شدن واقعی آن ها نیست .

خیلی از کارهای روز از کیفیت یا از کمیت آن زده میشود ولی به هر حال در برنامه بوده و انجام شده , کتابی در دستمان بوده یک ساعت قرار بوده خوانده شود به هر حال یک ساعت دستمان بوده دیگر اینکه در اون یک ساعت چه اتفاقی افتاده مهم نیست .

حس خوبی که در تیک زدن کار است باعث خوشحالی میشود ولی نتیجه چه ؟ هیچ

دقت کنیم قبل از تیک تمام شدن کار چه حسی داریم ؟

ارزیابی کنیم چه کارهایی کردیم ؟ چقدر وقت گذاشتیم ؟ نتیجه با عمل برابر است ؟ اگه نتیجه با عمل برابر نیست احتمالا یک جای کار میلنگه .

نمیشود ساعت بیدار شدن را از هفت صبح به پنج تغییر داد و همان نتایج همیشگی رو بگیریم . دوستی داشتم میگفت من هر چی مطالعه کردم هیچ فایده نداشته است ! منم باهاش موافق بودم . چون حتما جوری مطالعه کرده که مساوی با هیچ شده . حالا ساعتشم ببریم بالا تا وقتی مدل نتیجه گرفتن از عمل رو بلد نباشیم و مدام بررسی نکنیم و بهش بی توجه باشیم وضع همین است و از این اتفاق ها زیاد می افتد .

با نیم ساعت کار اصولی میشود نتیجه ای بهتر از 2 ساعت غیر اصولی انجام دادن کار گرفت .

ولی برای رسیدن به اصول هر کاری باید زجر هم کشید تا اون را آموخت . مثلا همان دوست من یک روش مطالعه غلط رو ماه ها تکرار کرده بود ودیگر حوصله امتحان کردن روش های جدید و کلا مطالعه رو نداشت . در صورتی که اگر طی ماه ها انواع روش های غلط را امتحان میکرد و یک مشت راه اشتباه رو پیدا میکرد و وقت و انرژی میذاشت به نتیجه هم میرسید .

هر انتخاب و تصمیمی نتیجه ای دارد ولی مشکل اینجاست خیلی از نتایج رو همان لحظه نمیشود دید و چون اکثر مردم دنبال دیدن آنی نتیجه هستن میروند سراغ راه های معمولی که نتیجه اش زودتر و کوچک تر است .

یک ورزشکار حرفه ای , مدت ها ورزشکار افتضاحی بوده است که تو خبر نداری و دیگر نمیتوانی به راحتی گذشته اش رو ببینی .

یک نویسنده ی عالی که هر روز مینویسد , قبلا نویسنده ای بوده که نوشتن یک مطلب هم برای اون ترسناک بوده است .

بازیگری که الان حرفه ای است زمانی بازیگری بسیار بدی بوده که توانسته از خنده تمسخر آمیز دیگران عبور کند .

فکر کنم زمان جمع بندی صحبت هامون رسیده :

فقط فکر انجام دادن کار نباش , چک کن ببین نتیجه با عمل برابر است . درسته همه ی نتایج رو نمیشه همون لحظه دید ولی اگر اصولی انجام بدی گوشه ای از نتایج خودشو به تو نشان خواهد داد و برای انگیزه داشتن باید مدت ها با همان نتیجه ی کوچک خوشحال و سرمست باشی تا نتیجه ی کوچک بعدی .

اوایل کار باید با نتایج کوچک , شادی های بزرگی کرد .

دیدگاهتان را بنویسید