کتابی که روزی یک صفحه اش را میخوانم

کتاب روزنوشت پیتر دراکر رو مدتی هست شروع کردم .

اول میخواستم روزی چندین صفحه از اون رو بخونم و تمومش کنم . بعد گفتم چون کتاب به تعداد روزهای سال مطلب دارد شاید بهتر باشد روزی یک مطلب بخونم و کمی به همون مطلب فکر کنم و جلوی خودم رو از خوندن سریع مطلب بعدی بگیرم .

این شد که الان روزی یک صفحه میخوانم . حالا فکر جدیدی به سرم زده که تاریخ کتاب رو با تاریخ میلادی که الان هستیم منطبق کنم . برای همین در حال تلاش هستم که خودم رو برسونم به ماه مارس و هماهنگ جلو بروم .

اجازه بدید چند جمله هم از کتاب بذارم حالا که در موردش صحبت کردم :

از دید فرد , جامعه وقتی وجود دارد که برای او نقش و جایگاه اجتماعی در نظر گیرد . باید میان زندگانی فردی و زندگانی جمعی , رابطه روشن کاری وجود داشته باشد . برای فرد بدون نقش و جایگاه , جامعه بی معنی , بی حساب و کتاب و بی شکل است . فرد بی ریشه و مطرود اصلا جامعه را نمیبیند .

اگر اصل را بر این بگذارید که تغییر یعنی تهدید , هرگز نوآور نمیشوید .

کشور توسعه نیافته معنا ندارد . این کشورها ضعف مدیریت دارند .

دیدگاهتان را بنویسید