حساسیت به کلمات !

اگر نویسنده باشی به کلمات خیلی حساس میشی اگر رشته ی حقوق هم بخونی در کنارش اونوقت به شکل وحشتناکی به کلمات حساس میشی !

پس اعتراف میکنم که من به شکل ترسناکی به کلمات حساسم ولی خیلی وقت ها این وسواس کلمات در صحبت کردن و نوشتن و گوش کردن و… دخالت میکنه که اگر احساس کنم منو از اصل داره به فرع میبره اون حساسیت رو سعی میکنم کم کنم .

گاهی باید بی مقدمه نوشت بدون سلام صحبت کرد ولی در اکثر مواقع این حساسیت به کلمات نجات دهنده و لذت بخش است .

از کلنجار رفتن با کلمات احساس خوبی دارم . هر کلمه کارمندی است که دوست داره در جایگاه خودش مشغول به کار شود .

کلمه رو هم میتوان لمس کرد هم میتوان بو کرد هم میتوان شنید هم میشه دید هم میشه مزه کرد هم میشه کلمه را خورد . شاید این جادوی کلمات است .

راستی یک اعتراف دیگر : من گاهی مطلبی دارم و اون رو مینویسم و گاهی برای بازی با کلمات مینویسم .

به نظرت این مطلب جز کدام دسته بود ؟

2 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سلام
    من این نوشته رو توی دسته اول قرار می‌دم.

    حساسیت به کلمات عادت خوبیه که خیلی وقت‌ها می‌تونه مانع سوتفاهم و برداشت اشتباه بشه.

    هرچند همونجور که گفتی ممکنه انرژی زیادی برای انتخاب کلمات از آدم گرفته بشه، اما بعد از مدتی راحت‌تر انجام می‌شه و می‌تونیم از مزایاش لذت ببریم.

    1. سلام عادله ی عزیز
      چه خوب که نظرت رو برام نوشتی .
      زمانی دوستی بهم گفتی بود اگه میخوای معمای خوبی طرح کنی بدون اینکه به پاسخش فکر کنی اون معما رو مطرح کن وگرنه ردی از جواب رو تو معمات جا میگذاری و بهترین معما ها اون هایی است که طراحشم نتونه جواب درستی به اون بده برای همین من کمک گرفتم برای جوابش .
      راستی به وبلاگت سر زدم چه حال خوبی در اون بود. من رو جز مخاطبان ثابتش حساب کن

دیدگاهتان را بنویسید